الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
فیلم «جدایی نادر از سیمین » ساخته اصغرفرهادی ، که مثل همه آثار فرهادی فیلمی خوش پرداخت است ؛ روایت زن ومردی است که می خواهند از هم جدا شوند و ترمه دختر آنها مانده که با مادرش از ایران برود یا با پدر بماند و این داستان خانوادگی به اینجا میرسد که معلوم می شود ایران دیگر جای زیستن نیست و مردم ایران مردمی دروغگو ، خشونت طلب ، چاپلوس ، بدبخت و بیچاره اند .
فیلم « خون وعسل » محصول هالیوود و اولین ساخته آنجلینا جولی روایتی عاشقانه در میان نسل کشی مسلمانان بوسنیایی توسط صرب هاست و از جنگی که در آن بیش از 300 هزارغیر نظامی کشته شدند و هزاران زن بوسنیایی مسلمان مورد تجاوز قرار گرفتند و اروپائیان باصطلاح متمدن با چراغ سبز آمریکا ، در تجاوزگری وسبوعیت تا آنجا پیش رفتند که گوشت انسانهای کشته شده غذای سربازان صرب را تأمین کرد ؛ قصه عشق یک زن مسلمان !! به یک سرباز صرب روایت می شود . سناریویی که در آن قرار است در روایتی انسانی صلح طلبی و صلح دوستی آمریکا به نمایش گذاشته شود و...
و چه برنامه ریزی شده ، سازمان یافته و همزمان این دو فیلم در یک جشنواره به هم میرسند و هردو جایزه گلدن گلوب را می برند. آنجلینا جولی و فرهادی سازنده دو فیلم در کنار یکدیگر قرار می گیرند، با هم دست می دهند، آنجلینا جولی دست بر روی شانه فرهادی میگذارد و با هم عکس یادگاری هم می گیرند. ظاهرا نمایش تمام می شود. نمایشی که دو روی یک سکه است . سکه ای که یک روی آن میخواهد آمریکا را از همه جنایتهای تاریخی اش تطهیر و رفع اتهام کند و روی دیگر آن ملت متمدن و صلح دوست ایران را به جرم پایداری در اعتقاد به اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه واله ، در جایگاه متهم قرار دهد . سکه ای که قرار است یک رویش آمریکای صلح طلب و روی دیگرش ایران خشونت طلب و جنگ افروز قرارگیرد .
این جشنواره در واقع دادگاهی است که مثل همیشه در شکل وشمایل سالوسانه آمریکائی و ظاهری صلح دوستانه تشکیل شده تا در مقابل چشم جهانیان از آمریکا رفع اتهام کند و در مقابل ، ملتی را که حاضر نیست با همه ترفندها و محاصره ها و قطعنامه ها و ترورها و تهدیدها یوغ بردگی آمریکا را بپذیرد متهم نماید . ملتی که با پایداریش در مقابل سلطه جویی و زور گویی ، کاخهای سفید وآمال سبز غربیها را در غارت هر چه بیشتر ثروت مشرق زمین بر باد داده و با پیروی از شعار هیهات من الذله بیداری را به جهان اسلام هدیه کرده است ، خواب خاور میانه بزرگ را آشفته کرده و میرود که چشمها و گوشهای مسخ شده مردم آمریکا و اروپا نیز بگشاید .
صد البته هر که تنها به قاضی رود و قاضی هم خودش باشد راضی باز می گردد . اصغر فرهادی با همه ژستهایی که هنگام دریافت جایزه می گیرد واز صلح دوستی ایرانیان دفاع می کند و از محبت ایرانیان و شخص خودش به خانواده می گوید !!! ( بگذریم که این خود نقض غرض فیلمی می شود که ساخته ) در واقع خودش وفیلمش دانسته یا نادانسته می شوند سناریوی فیلمی دیگر، که قرار است هنرپیشه های آن اصغرفرهادی در نقش نماینده ایران متهم به خشونت ودروغ و جنگ طلبی و آنجلینا جولی در نقش قاضی که قرار است ایران و ایرانی را محاکمه و محکوم نماید و دست آخر نیز مثل همه فیلم های آمریکایی ، آمریکای صلح طلب و مدافع حقوق بشرمنجی همه بشریت معرفی بشود.
اما آیا جهانیان این فیلم را باور خواهند کرد ؟ آیا افکار عمومی جهان وقایع تاریخی نه چندان دور ایران و آمریکا را فراموش کرده اند؟ و به قول مهدی خانعلی که در یاداشتی تحت عنوان « سیمین نادر ما متهممیم » می نویسد : « ما هواپیمای مسافربری آمریکا با حدود 260 سرنشین از شهروندان عادی را با موشک مورد هدف قرار دادیم یا این ناو وینسنس بود که مردم ایران را با خونسردی هر چه تمامتر قربانی کرد؟ ما دانشمندان آمریکا را در خیابانهای نیویورک و واشنگتن دی سی ترور میکنیم یا این سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا است که خیابانهای تهران را به خون علیمحمدیها و شهریاریها مزین کرده؟ ما فیلم 300 ساختیم و مردم ایران ...را افرادی وحشی، خونخوار و بیرحم نشان دادیم یا این هالیوود است که هر جا نام ایران و ایرانی را بر زبان آورده، یک لقب تروریست و وحشی هم به آن اضافه میکند؟ چه كسي كل حيثيت و ظرفيتش را پشت صدام آورد تا رؤياي "سه روز تا تهرانش تعبیر شود ... دست پژاک و منافقين و تندر و کومله در دستان کدام رئیسجمهور به گرمی فشرده میشود؟ دست آنهايي كه حرمت عاشوراي اين مردم را هم نگه نداشتند در دست كيست ؟ ... وقتی جایزه صلح نوبل را به رئیسجمهور کشوری میدهند که در زمان دریافت جایزه دو جنگ رسمی و تمام عیار در جهان بر پا کرده، باید هم از "صلح" گفتن دایی اصغر ( فرهادی ) خوشحال بشوند و دست بزنند و حتی اشک شوق بریزند .برای این صلح اشک نریزند، پس برای مظلومیت کودکانی که در فلسطین زیر مرکاواهای اسرائیلی له میشوند، اشک بریزند؟ ... چرا که جای شاکی و متشاکی عوض شده است. »
باز می نویسد : « دایی اصغر اگر قصد داشت از مردمانش سخن بگوید، باید از ترمه میگفت – حالا چه فرقی است میان ترمه و فرزند 4 ساله شهید احمدی روشن؟ - باید از آن 260 نفری که در میان آسمان و زمین با موشک Made in USA "خاکستر" شدند، میگفت ... دایی اصغر ظلم کرد... به همه ما ظلم کرد و از همه مهمتر به مردمان ایران ظلم کرد. ظلمی که خواسته یا ناخواسته، لبخند را بر چهره دشمنان همین مردم نشاند؛ دشمنانی که در اتاق مرکزی کاخ سفید نشستهاند و نقشه "باران موشک" بر سر مردمان ایران را میکشند. »
وقایع جهان و از جمله ایران ، اما... آنگونه که آمریکا برنامه ریزی می کند به سرانجام نخواهد رسید و آمریکا مثل همیشه با همه نقشه های شومش بازنده این بازی خواهد بود زیرا « و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین » . این سناریو و از این دست سناریوها در باره کشور اسلامی ایران ، اولین نمایش آمریکائیها نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود ؛ عقبه آن را در کتابها و فیلمهای روشنفکر مأبانه دیگری نیز قبل از این دیده ایم و مطمئنا با هزینه های میلیاردی که آمریکا برای رفقای منور الفکرش در ایران میپردازد آخرین آنها نیز نخواهد بود اما باقدرت و با اطمینان کامل می گوئیم دوره سلطه آمریکائیها تمام شده و هر چه بیشتر دست و پا بزنند بیشتر فرو خواهند رفت
شبهه وهابیون : قول راجح نزد علمای محقق شیعه این است!!! که نخستین کسی که نهال مذهب شیعه را کاشت و آن را پدید آورد؛ عبدالله بن سبأ یهودی بود، همانگونه که کتابهای شیعه اعتراف می کنند!!!!
پاسخ شیعه : این مطلب کاملا اشتباه است وشیعه نه تنها چنین اعتقادی ندارند بلکه میان علمای شیعه حتی اصل وجود چنین شخصی مورد تردید است وازعلمای شیعه معدود کسانی که وجود چنین کسی را پذیرفته اند نه تنها او را مروج شیعه معرفی نکرده اند بلکه به اجماع او را کافر دانسته و لعن کرده اند .
بلکه قول ارجح میان شیعه این است که : واژه شیعه پیش از همه از زبان رسول خدا، محمد مصطفى صلى الله علیه وآله در احادیث متعددى براى نامیدن دوستداران على علیه السلام به کار رفته است.
علاوه بر شیعه در کتب معتبر اهل سنت نیز احادیث و روایات فراوانی در این باره آمده است که ما از میان اینهمه به چند مورد از منابع اهل سنت اشاره مى کنیم ، زیرا ما انتظار نداریم وهابیون احادیث کتب ما را معتبر بشمارند اما جای تعجب دارد که این همه روایات در کتب معتبر خودشان نیز آنها را به فکر فرو نمی برد !!!!
مسعودى نوشته است : عباس بن عبدالمطلب مى گوید : « روزى نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله بودیم که ناگهان على بن ابى طالب وارد شد. همین که چشم پیامبرصلى الله علیه وآله به على علیه السلام افتاد ، چهره اش شکفت. عرض کردم : یا رسول الله ، شما به خاطر دیدن این پسر چهره تان باز شد ! فرمود : عمو، به خدا سوگند ، خداوند او را بیش از من دوست دارد . هیچ پیامبرى نیست مگر این که اولادش از صلب خود اوست ، ولى اولاد من پس از من ، از نسل على هستند. در روز قیامت ، مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند براى این که خداوند پرده پوشى مى کند جز على و شیعیانش که آنان را به نام خود و نام پدران شان صدا مى زنند». (شیعه در تاریخ، ص۴۲، بر گرفته از: مروج الذهب، ج۲، ص۵۱٫ )
پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به على علیه السلام فرمود : « خدا گناهان شیعیان و دوستداران شیعیان تو را بخشیده است ». ( الصواعق المحرقة، ابن حجر الهیثمى المکى، مکتبة قاهره، ۱۳۸۵، ص۲۳۲٫ )
پیامبرصلى الله علیه وآله فرموده است: « تو و شیعیانت در حوض کوثر بر من وارد مى شوید. از آن سیراب خواهید شد و صورت تان سفید است ودشمنان تو تشنه ودرغل و زنجیر بر من وارد مى شوند . » پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در حدیثى طولانى درباره فضایل على علیه السلام به دخترش فاطمه علیها السلام مى فرماید : « یا فاطمه ، على و شیعیان او رستگاران فردا هستند». ( المناقب للخوارزمى، اخطب خوارزم، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵، ص ۲۰۶٫)
رسول اکرم صلى الله علیه وآله فرمود: « یا على ، خدا ، گناهان تو، خاندانت و شیعیان و دوستداران شیعیانت را بخشیده است…». ( همان، ص۲۰۹٫ )
در باره شیعیان : آن گاه که معاویه پس از قتل حجر و یارانش حج گزارد و به مدینه آمد، عایشه به او گفت: «معاویه ! هنگامى که حجر و یارانش را مى کشتى ، حلمت کجا رفته بود؟ آگاه باش که از رسول خدا صلى الله علیه وآله شنیدم که فرمود: جماعتى در محلى به نام « مرج عذرا » کشته مى شوند که اهل آسمان ها براى قتل آنان خشمگین مى شوند.» (تاریخ یعقوبى، ابن واضح، منشورات الشریف الرضى، ۱۴۱۴ ه، ج۲، ص۲۳۱٫ )
ظهور معناى شیعه در احادیث و سخنان پیامبر آشکار و روشن است و وهابیون با این تأویل ها خواسته اند از پذیرش حقیقت بگریزند. این را هم باید دانست که مصداق شیعه در همان عصر پیامبر مشخص بوده است و عده اى از اصحاب پیامبر در همان زمان به «شیعه على» مشهور بودند.
براساس احادیث موجود که ما برای رعایت اختصار در بیان ، تنها چند نمونه آن را از عقاید اهل سنت یادآوری کردیم ، پیش از همه رسول خدا صلى الله علیه وآله نام شیعه را بر دوستداران على علیه السلام گذاشته است و حوادث دیگرى مانند: سقیفه، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا بر گسترش این واژه و آموزه هاى تشیع تأثیر داشته اند.
شبهه وهابیون : به اعتقاد علمای شیعه خداوند کسی غیر از خود را به کلیدهای غیب اختصاص داده است؟ بطور مثال شیعیان ادعا می کنند که ابا عبدالله گفته است:«من آنچه در آسمان ها و زمین است می دانم و آنچه در بهشت است می دانم و آنچه را که شده و آنچه را که می شود می دانم». بحارالانوار ، ج 26 / 1 .
این در حالیست که در قران کریم خداوند متعال در مورد ذات اقدس در قرآن میفرماید: گنجينههاي غيب و كليد آنها در دست خدا است و كسي جز او از آنها آگاه نيست و خداوند از آنچه در خشكي و دريا است آگاه است و هيچ برگي فرو نميافتد مگر اين كه از آن خبردار است. و هيچ دانهاي در تاريكيهاي زمين، و هيچچيز تر و يا خشكي نيست كه فرو افتد، مگر اینکه در لوح محفوظ ضبط و ثبت است . (أنعام: ٥٩ )
و می فرماید: بگو، كساني كه درآسمانها و زمين هستند غيب نميدانند جز خدا، و نميدانند چه وقت برانگيخته ميشوند. (نمل: ٦٥)
پاسخ شیعه : خداوند در قران کریم می فرماید : یوسف گفت : هیچ غذایی که روزی شما کنند به شما نمی رسد مگر اینکه حقیقت آن را به شما خبر میدهم پیش از آن که به شما برسد . این دانشی نیست که بتوان آن را تحصیل کرد . این از جمله علومی است که پروردگارم به من آموخته ـ ( آیه 37 سوره یوسف )
و در همین سوره آیه 41 می فرماید : اما یکی از شما دو تن از زندان آزاد می شود و ساقی در بار می گردد و اما آن دیگری به دار کشیده می شود و پرندگان از سرش می خورند . امری که در باره آن از من نظر می خواستید حتمی شده است .
ـ آیا علم تعبیر خواب ، خبر از آینده ، زمان و چگونگی مرگ دیگران یا هفت سال آبادانی و هفت سال قحطی پس از که در آیات دیگر همین سوره حضرت یوسف از آن خبر می دهد از علوم غیبیه نیستند . آیا با اکتفا کردن به یکی از این دو آیه و در کنار یکدیگر گذاشتن آنها با آیاتی که شما نوشته اید نمی توان اینگونه نتیجه گرفت خداوندی که صاحب آنچه در زمین و آسمان است، می باشد میتواند علوم غیبیه را به هر که خواهد عطا کند ؟
ـ آیا ما انسانهای عادی گاهی در رویاهای صادقه خود از مرگ خویشان یا زلزله و ... قبل از وقوع آن باخبر نمی شویم آیا اینها علوم غیبیه نیستند که خداوند حتی گاه به اشخاص عادی نیز آن را عطا می کند ؟
والسلام علی من التبع الهدی
بسم الله الرحمن الرحیم
شبهه وهابیون : شیعه میگویند فاطمه پارة تن محمد در زمان خلافت ابوبکر مورد اهانت قرار گرفته است، و پهلوی او را شکستند، و خواستند خانهاش را آتش بزنند، و او را زدند که بر اثر آن فرزندی که درشکمش بود و اسمش محسن بود را سقط کرد ! سؤال این است که علی کجا بود؟! چرا حق فاطمه را نگرفت در صورتی که او شجاع و دلیر بود ؟
پاسخ شیعه: این را فقط شیعه نمیگوید به منابع تاریخی معتبر اهل سنت مراجعه کنید فراوان گفته شده ما یک مورد اشاره می کنیم اگر اهل تحقیق باشید به کتب معتبر تاریخی خودتان مراجعه کنید کافی است :
ـ
عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله
عليها فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول الله! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند
کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فاطمه فرياد
زد: يا ابتاه . الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل
شهاب الدين السيد محمود ، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ،
ج3، ص124،
ـ
در منابع اهل سنت آمده : علي (ع) ناگهان گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و
بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد.الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل
شهاب الدين السيد محمود ، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3،
ص124
ـ سپس به عمر فرمود: اى پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندى و پيمان و سفارش رسول خدا صلى الله عليه وآله نبود، هر آينه مىفهميدى كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداري. الهلالي، سليم بن قيس ، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568،
ـ قصد مهاجمين به خانه وحى اين بود كه اميرمؤمنان عليه السلام را به واكنش وادار كنند و با استفاده از اين فرصت، ثابت كنند كه شخصى همانند علي عليه السلام براى رسيدن به حكومت دنيوى حاضر شد كه افراد زيادى را از دم شمشير بگذراند و نيز اگر اميرمؤمنان عليه السلام از خود واكنش نشان مىداد و با آنها درگير مىشد، از سویی ممكن بود كه فاطمه زهرا س در اين درگيريها كشته شود، سپس شايع مىكردند كه علي عليه السلام براى به دست آوردن حكومت دنيايى، همسرش را نيز فدا كرد و در حقيقت او بود كه سبب كشتن همسرش شد؛ چنانچه در باره عمار ياسر، يار وفادار اميرمؤمنان عليه السلام چنين كردند خودشان او را کشتند و گفتند علی بود که او را با خود به جنگ آورد !!!! (این استدلال مثل این است که بگوییم حمزه را پیامبر کشت !!!
ـ شما وهابیون که دنبال بهانه تراشی هستید و حتی به منابع تاریخی خودتان هم توجه ندارید ؛ اگر علی ع دست به شمشیر می برد مطمئنا آن موقع هم شبهه می کردید که دین اسلام و مذهب تشیع به زور شمشیر بر سر کار آمد .
ـ مگر نه اين كه رسول خدا صلى الله عليه وآله غيورترين و شجاعترين فرد عالم است، پس چرا هنگام كشته شدن سميه، مادر عمار ياسر توسط مشركان و تعرض آنها به وي، از خود واكنشى نشان نداد و از ناموس مسلمانان دفاع نكرد؟ آیا این رفتار پیامبردال بر حقانیت ابوجهل بود ؟!!!! که عدم واکنش علی ع دلیلی بر حقانیت اعتقاد شما بشود ؟!!! والسلام علی من التبع الهدی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام . دوستان جالب است بدانید که وبلاگ شیعیان اثنی عشری که به مترسک تغییر نام داد پس از حذف کامنتها دوباره قسمت نظرات را فعال کرده و نظرات این حقیر را نیز مجددا منعکس نموده است . هر چند این کار ایشان به اخلاق نزدیک تر است اما آنچه عجیب است این است که وی تاکنون به هیچ یک از سوالهای ما پاسخ نداده و حتی بیان نمی فرمایند چرا بیشتر روایتهایی که ایشان از سوی علمای شیعه برای ایجاد شبهه نقل می کنند از سوی علمای تراز اول اهل سنت و نیز درکتب معتبرایشان نیز نقل شده است . آیا بهتر نیست که ایشان به جای اینکه با سرعت و بی وقفه در پی ساختن تهمت بر علیه شیعیان باشند با پاسخ دادن به سوالات ما نشان دهند که پیروی خودشان از وهابیت تقلیدی کورکورانه و آموزه هایی بدون تفکرنیست؟ درهر حال ما به پاسخگویی به این شبهات ادامه خواهیم داد وبه تکلیف خود در این باره عمل خواهیم کرد تا حداقل ایشان به جای تقلید کورکورانه کمی هم فکر کنند . در هر حال انشاءالله حجت بر ایشان تمام خواهد شد .
شبهه وهابیون : اگر آن گونه که کلینی و حر عاملی گفتهاند امام غیب میداند، پس امام آب و غذایی را که به او داده میشود میداند و اگر مسموم باشد میداند که مسموم است، و از خوردن آن پرهیز میکند، اگر پرهیز نکند و آن را بخورد و بمیرد خودکشی کرده است؛ چون او میداند که غذا سم دارد! بنابراین پس او خودکشی کرده است، و پیامبر میفرماید هر کس خودکشی کند به دوزخ میرود! پس آیا شیعه چنین چیزی را برای ائمه میپسندند؟!.
پاسخ : شیعه ـ اگر صرف دانستن زمان مرگ وحتی چگونگی آن خودکشی محسوب شود پس کسانی که برای دفاع از وطن ودین خود به جنگ میروند خودکشی می کنند ؟!!! و به دوزخ می روند ؟!!! یا آن جوانی که برای مبارزه با صهیونیزم غاصب عملیات انتحاری انجام میدهد و میداند که کشته خواهد شد ، به دوزخ میرود ؟!!!
ـ از جمله علوم عادی معصومین (ع) که از منبع
علم غیب نیز اخذ میگردد، علم شناخت تکلیف و عمل به تکلیف است. علم معصومین علیه
السلام به غیب و اسرار عالم فقط به خاتمه
و نتیجهی فیزیکی یک عمل اختصاص ندارد، بلکه علم جامع است. یعنی او ضمن این که میداند
اگر به مسجد رود به شهادت میرسد، میداند شرایط به گونهای است که «باید برود» و
میداند که اگر نرود چه میشود و اگر برود و به شهادت برسد چه میشود؟ بدیهی است ،
نه فقط امام معصوم بلکه هر انسان عادل، حکیم و عالمی که بداند چه نقشی در جهان
هستی دارد؟ چه تکالیف و وظایفی بر عهده دارد؟ چگونه و در چه زمانی باید بدان جامهی
عمل بپوشاند؟ و آثار عمل صالحش چیست؟ و اگر آن عمل را انجام دهد در چه رتبه و درجهای
قرار خواهد گرفت؟ حتماً بدان عمل مینماید. چه رسد به شخص امام که انسان کامل است.
ـ به اين نكته اساسي نیز باید توجه كرد كه پيامبران و ائمه
عليهم السلام در زندگي اجتماعي خودشان و ظيفه داشتند كه همانند انسانهاي معمولي
رفتار كنند مثلاً پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم با اين كه علم غيب داشتند
؛ اما در قضاوتهاي خود در بين مردم به علم غيب عمل نميكردند ؛ بلكه بر طبق
موازين شرعي ، از مردم شاهد و بينه ميخواستند و شاهد و بينه بر طبق ادعاي هر كس
بود ، به نفع او رأي ميداد اگر قرار باشد كه امام عليه
السلام به علم الهي خود ، حدود ، ديات قصاص و... را اجرا كند ، نظام اجتماعي به هم
خواهد خورد .
ـ خداوند عالم به همه امور جهان است و میداند چه کسانی در راه او کشته می شوند و چه کسانی با دین او می جنگند و می تواند در یک چشم بر هم زدنی دشمنان دین را با خاک یکسان کند ، اما می بینیم که مانع این اتفاقها نمی شود زیرا قوانین و سنت الهی بر جهان جاری است و امامان نیزبر اساس علمشان و به اذن الهی طبق همان سنت الهی عمل می کنند . والسلام علی من التبع الهدی .
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان سلام . شبهاتی را که اینجا منعکس می کنم شبهاتی است که توسط نویسنده ای وهابی به نام شورش در وبلاگی با نام شیعیان اثنی عشری http://bo-kurdstan.blogfa.com مطرح شده بود . اینجانب تمام پاسخهایی را که اینجا می نویسم برای نویسنده ارسال کردم . در ابتدا ایشان عین نظرات مرا منعکس کردند بدون اینکه پاسخ سوالهای مرا بدهند اما امروز برای چندمین بار که به وبلاگ ایشان مراجعه کردم اسم وبلاگ به مترسک و نام نویسنده به محمد تغییر کرده بود ! اطلاعات پروفایل عوض شده ، نظرات حذف و بخش نظرات غیر فعال شده بود !!! من همه اینها را نشانه عجز وناتوانی نویسنده در تحمل پاسخهای شیعه و غرض ورزی ایشان در تخریب چهره شیعه می بینم . از این رو سعی خواهم کرد شبهات مطرح شده توسط ایشان را در وبلاگ خود پاسخ دهم و همانطور که قبلا نیز گفتم خواستند بیایند و پاسخ بدهند ، خواستند نیایند ، اما ایشان با این تصمیم شان نشان دادند که جویای حقیقت نیستند و ثابت کردند که وهابیت در پاسخ دادن به سوالات شیعه و استدلالات محکم شیعیان عاجز است.
شبهه وهابیون : ابا عبدالله فرموده اند . خداوند ما را آفرید و به ما بهترین سیما و چهره بخشیده، و ما را چشم خود در میان بندگانش قرار داد، و ما را زبان گویای خویش در میان آفریده ها، و دست گشاده با مهربانی و رحمت به سوی بندگان، و سمت و جهت خویش که باید از آن وارد شد، و دروازه ی او که به سوی او راهنمایی میکند قرار داد. و ما را خزانه دار خویش در آسمان و زمین خود قرار داد، بوسیله ما درختان میوه می دهند، و میوه ها میرسند، و نهرها جاری میشوند، و به واسطه ما از آسمان باران نازل میشود، و گیاهان میرویند، و با پرستش و عبادت ما خدا پرستش می شود، و اگر ما نبودیم خدا عبادت نمیشد.
پاسخ شیعه : آیا خداوند قادر نیست بین بندگانش کسی را برگزیند و به او برتری هایی بدهد ؟ اینجا اباعبدالله اعلام کرده که ایشان و اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه را خداوند آفریده پس خود را بنده خدا نامیده و نوشته که خداوند ما را اینگونه قرار داده ، یعنی ما به اذن الهی اینگونه هستیم آیا خداوندی که طبق نص صریح قران به عیسی ع قدرت زنده کردن مرده را داده نمی تواند به اهل بیت پیامبر ص این توانائیها را بدهد ؟
اما آنجا که بیان شده با پرستش و عبادت ما خدا عبادت می شود کاملا تحریف شده و در واقعه اصل مطلب اینگونه بوده که به وسیله ما خداوند پرستش می شود یعنی ما هدف پرستش نیستیم ما وسیله ای برای پرستش خداوند هستیم .
شبهه وهابیون: دعا جز با نام ائمه قبول نمی شود . و روایت کرده اند: « هر کسی خدا را با توسل به ما به فریاد بخواند، رستگار است، و هر کسی به غیر از ما خدا را به فریاد بخواند هلاک شده و خواستار هلاکت است .
پاسخ شیعه : ـ همهی زندگی و افعال صادره از انسان نوعی توسل است. توسل در لغت به معنای وسیله قرار دادن چیز یا کسی برای رسیدن به مقصود است. انسان برای هر کاری مجبور است که از وسایل لازم و مربوط به آن استفاده نماید و بدون بهرهگیری از وسایل هیچ کاری از او ساخته نیست. و انسان حتی یک جرعه آب را هم نمیتواند بدون وسیله بنوشد. حتی اگر سر بر چاه آبی ببرد، خود چاه، نیروی جاذبه، دهان، قوهی مکش و ... همه واسطهها و وسیلهها هستند .
ـ خداوند در قران کریم خود از مومنین می خواهد که وسیله ای برای تقرب به او بجویند:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ . المائدة / ۳۵ .
ای کسانی که ایمان آوردهاید ، از خدا بترسید و برای تقرب به او وسیلهای بجویید .
ـ درسوره یوسف فرزندان یعقوب از پدر می خواهند که واسطه شده و از خداوند برای بخشش گناهان آنها آمرزش بخواهد:
یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ . یوسف / ۹۷ .
گفتند: اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم .
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . یوسف / ۹۸ .
گفت : به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، که او همانا آمرزنده مهربان است .
ـ در سوره نساء شرط قبولی توبه کسانی که با گناه بر خود ستم روا میدارند را رفتن نزد
پیامبر ( وسیله قرار دادن او ) برای آمرزش خواستن از خداوند ذکر می کند :
خداوند در آیه ۶۴ سوره نساء خطاب به پیامبرش میفرماید :
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا .
و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند ، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و
پیامبر [ نیز ] براى آنان طلب آمرزش مى کرد ، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان مى یافتند .
ـ در آیه صد و ده سوره مائده خداوند حضرت عیسی ع را به اذن الهی وسیله شفای بیماریها
وحتی
زنده شدن مردگان می نامد و خطاب به
حضرت عیسى (علیه السلام) مى فرماید:
وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِی وَتُبْرِءُ الاَْکْمَهَ وَالاَْبْرَصَ
بِإِذْنِی وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِی ;
و با اذن من ، از گِل چیزى به صورت پرنده مى ساختى و در آن مى دمیدى و به اذن من
پرنده اى مى شد و کور مادرزاد ومبتلا به بیمارى پیسى را به اذن من شفا مى دادىومردگان
را به اذن من زنده مى کردى
ـ موارد تاریخی در نوشته های علمای تسنن از توسل به پیامبر و ائمه :
شافعی می گفت : قبر موسای کاظم نوشداروی مجرب است.( اشاره به توسل شافعی به امام
موسی کاظم علیه السلام میباشد ) . ابن سمعون ، ابوالحسن محمد بن احمد بن اسماعیل بن عنیس
البغدادی ، امالی ابن سمعون ، ج۱ص۱۲۵٫
ابن حِبّان در کتاب خود الثقات میگوید : بارها به زیارت قبرعلی بن موسی الرضا(ع)رفتم و
در مدتی که در طوس بودم، هر وقت مشکلی بر من عارض میشد، به زیارت قبر آن حضرت
میرفتم و از خداوند میخواستم که مشکلم را برطرف کند و الحمد لله مشکلم برطرف میشد و
این را مکرر امتحان کردم و نتیجه گرفتم. ابن حبان، الثقات، ج۸، ص ۴۵۶٫
محمد بن مؤمل شاگرد ابن خُزیمه، استاد بخاری و مسلم، میگوید : به همراه استادم ابن خزیمه
و جمعی از اساتید به زیارت بارگاه قبر علی بن موسی الرضا(ع) در طوس رفتیم، استادم ابن
خزیمه چنان در برابر آن بقعه متبرکه تعظیم و تواضع کرد که همگی در شگفت ماندیم. ابن
حجر العسقلانی، تهذیب التهذیب، ج ۷، ص ۳۳۹٫
ابو علی خلال، شیخ حنابله، میگوید : هرگاه مشکلی بر من عارض شود، قبر موسی بن
جعفر(ع) را زیارت میکنم و به ایشان متوسل میشوم و خداوند مشکل مرا آسان
میکند. الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۱۲۰٫
ـ جواز توسل در سخنان علمای اهل سنت نیز مشهود است :
قسطلانی میگوید سزاوار است که زائر در کنار قبر پیامبر(ص) زیاد دعا و استغاثه کند و
متوسل شود و طلب شفاعت و بیتابی کند و سزاوار است که خداوند شفاعت پیامبر را در حق
او بپذیرد. القسطلانی، المواهب اللدنیه، ج ۳، ص ۴۱۷٫
ـ آنچه که نزد شیعه به معنای پرستش و عبادت خداوند است توکل است و معنای توکل این است که مؤمن متوکل برای هیچ کس یا چیزی سببیت مستقل قایل نگردد و همه چیز و اسباب و تأثیر آنها را نیز در ید قدرت الهی بداند و استفادهی اجباری و اختیاری او از وسایل نیز در راه خدا و برای خدا باشد. شیعیان جز خدای یکتا بر هیچکس توکل نمی کنند . توکل همان هدف است که پرستش الهی است و توسل ، وسیله تقرب و توکل است و وسیله ، وسیله است ، نه هدف .والسلام علی من التبع الهدی .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام . من یک شیعه اثنی عشری هستم . دوستان وبلاگیم به من اطلاع دادند ، در وبلاگ شما ( نویسنده ای به نام شورش ) شبهاتی به مکتب تشیع نسبت داده شده که هیچ سنخیتی با مکتب شیعه اثنی عشری ( دوازده امامی ) ندارد . بنده حقیر خداوند ، پس از مطالعه مطالب وبلاگتان به نظرم می رسد نوشتارهای شما و شبهه پراکنی هایتان علیه تشیع به دلیل عدم اطلاع صحیح شما از مکتب ما باشد گرچه در قسمت نظرات نوشته اید اطلاع درستی دارید!!! ( نیازی به تحقیق ندارید !!! ) . به هر حال من به عنوان یک شیعه تمام این شبهات و ادعاها را یقینا و کاملا مغایر با مکتب تشیع می دانم و هیچ مستند ومستدلی مطابق با ادعاهای شما تا کنون در مکتب خود نیافته ام . علی رغم همه اینها ما فرض می گیریم شما در مورد اصول شیعه دوازده امامی ، آدم با اطلاعی هستی اما مطمئنا من که در یک خانواده شیعه به دنیا آمده و پرورش یافته ام و در بزرگ سالی نیز سعی کرده ام مکتب خود را مورد دقت قرارداده وبعد از تحقیق و تفکر کافی آن را اسلام ناب محمدی تشخیص داده ام ، بیشتر از شما نسبت به آنچه که از آن تبعیت می کنم آگاه هستم و این را حق خود میدانم که به این شبهات پاسخ دهم و انتظار دارم اگر شما با غرض ورزی این مسائل را در مورد مکتب من ننوشتی نظرات مرا هم به عنوان یک شیعه منعکس کنی اگر این کار بشود نشانه عدم سوء نیت شما خواهد بود و من به وبلاگ شما خو اهم آمد و تمام شبهات را پاسخ خواهم داد . درغیراین صورت والبته درهر دو صورت ، من عین نوشته شما را در وبلاگ خود خواهم آورد وهم اینجا پاسخ شما را خواهم داد . خواستید بیایید ، خواستید نیایید . مطمئنا اگر انسانی اهل تحقیق ، اهل علم وآزاده باشید این را حق یک شیعه خواهید دانست که از مکتبش در مقابل شبهه پراکنی های غیر مستدل و غیرمنطقی دفاع کند . به هر حال من قصد یک مباحثه علمی ، مستند و معقول را دارم و نه به شما فحاشی خواهم کرد و نه انتظار دارم شما به جای منطق وعقل با فحاشی پاسخ مرا بدهید .
نوشته اید : چند باری به هندوستان رفتم و اتفاقا چند بت پرست دیدم و علت بت پرستی ایشان را جویا شدم و آنها نیز همین سخن جناب را گفتند که این بتها به عنوان واسطه بین ما و خدا بکار می روند !!!
هر چند ننوشته اید که منظورتان با بیان این شبهه اعلام بت پرستی تشیع بوده اما با توجه به رویکرد کلی شما در وبلاگتان هر آدمی منظور شما را کاملا درک کرده و در حقیقت صورت واقعی مطلب شما این خواهد شد : که چون شیعه اثنی عشری چهارده معصوم را واسطه درگاه خداوند قرار می دهند مانند هندوها بت پرست هستند .
گرچند مستندی در باره آنچه عرض کرده اید ، ارائه نداده اید وصرف پرسیدن شما از چند بت پرست ملاک درستی برای فهمیدن اصول هندوها نخواهد بود و نزد ما بدیهی است که آنها معتقد به خدای یگانه نیستند ، اما ما فرض میگیریم که نظر آنها با سخن شما یکی باشد .
اول ـ برای روشن تر شدن تفاوت بین واسطه قراردادن امامان معصوم توسط ما شیعیان و واسطه قرار دادن بت و چوب وسنگ توسط هندوها به درگاه خداوند مثالی میزنم : فرض کنید دو مرد به خواستگاری دختری بروند ویکی برای اینکه نظر مساعد پدر دختر را بدست آورد افرادی آبرومند ، با عزت و دارای احترام از شهرشان را با خود ببرد و دیگری چند سنگ و چوب را که خود تراشیده همراه خود برده و بخواهد آبروی آنها !! را واسطه قراردهد. آیا نزد عقل سلیم کار آنها یکسان است ؟ ما شیعیان نیز نیازمندی خود را فقط به درگاه خداوند یکتا می بریم و رسول الله صلوات الله علیه را که آبرومندترین خلایق به درگاه خداوند است و همچنین فرزندان پاک واهل بیت او را به دلیل آبرو و مقامشان نزد خداوند واسطه قرار می دهیم در عین حال معتقدیم که اگر خداوند نخواهد سنگی از جای نخواهد جنبید .
دوم ـ اگر صرف واسطه قرار دادن برای پرستش خداوند شرک است چرا ما سخنان خداوند را ( قران ) را که با وحی به پیامبر رسیده توسط واسطه پذیرفتیم ؟ آیا آنموقع دچار شرک نشدیم؟ آیا خود خداوند شخصا به نزد ما آمده و دینش را به ما ابلاغ کرده و رسول ( فرستاده یا همان واسطه ) را نفرستاده ؟ آیا خداوند دانا و حکیمی که کل آنچه در زمین و آسمانهاست را آفریده و همه در ید قدرت اویند نمی توانست بی واسطه با ما سخن بگوید ؟ نمی توانست فرشته وحی را سراغ تک تک ما بفرستد ؟ آیا غیراز این است که خداوند قادر و حکیم ، پاک ترین بنده خود را برگزید و او را واسطه پیامش قرار داد ؟ آیا ما به سنت خداوند عمل نمی کنیم؟ آیا اگر ما با این دستهای خالی بنده پاک خداوند یعنی رسول الله صلوات الله علیه و اله و فرزندان گرامیش را به دلیل عزت و آبرویی که آنها در درگاه خداوند دارند ، واسطه قراردهیم برای خداوندی که معتقدیم یکتاست و شریکی ندارد و امامان معصوم و رسول الله را نیز او آفریده و خود می گوئیم که تنها او را می پرستیم شریک قرار داده ایم ؟ !!!!!آیا خود شما اگر در خواستی از مادرتان داشته باشید و برای آن خواهر بزرگترتان را واسطه قرار دهید معنایش این است که مادرتان دوتا شده ؟!!! و برای مادرتان شریک قائل شده اید؟!!!
سوم ـ مهم تر از همه ، آیا عقل سلیم قبول می کند خداوندی که از زمان خلقت آدم ص و در زمانهایی که جمعیت کمی در زمین زندگی میکرده و گناهان بشر نیز پیچیدگیهای امروز را نداشته صدو بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایت خلق فرستاده اما اکنون که جمعیت جهان در حال انفجار است و دنیا و مردمانش اینهمه پیچیده تر شده بمب های اتمی و موشکها ساخته شده و ماهواره ها و رایانه ها و ... بوجود آمده و دستگاههای تبلیغاتی کفار با پیشرفته ترین تجهیزات جهان را به فساد و تباهی فرا می خوانند و بشر شاهد گسترش و توسعه شنیع ترین گناهانی است که در تاریخ بشر قبلا تجربه نشده ما را به حال خود رها کرده باشد ؟ آیا امامتی که ما به آن اعتقاد داریم در امتداد رسالت آخرین پیامبر خدا نیست ؟ من در مورد اثبات این موضوع از آنجایی که منابع شیعه برای شما معتبر نیست فقط به روایات علمای اهل سنت اکتفا می کنم :
۱-مَنْ مات ولیس فی عنقه بیعة مات میتة جاهلیة . (هر کس بمیرد و بر گردن او بیعت با امامی نباشد ، به مرگ جاهلی مرده است . )
صحیح مسلم ، مسلم النیشابوری ، ج۳ ، ص۱۴۷۸و السنن الکبرى ، البیهقی ، ج۸ ، ص۱۵۶ و مجمع الزوائد ، ج۵ ، ص۲۱۸ و مشکاة المصابیح ، ج۲ ، ص۱۰۸۸و سلسلة الأحادیث الصحیحة ، ج۲ ، ص۷۱۵ .
۲-مَنْ مات بغیر إمام مات میتة جاهلیة. ( هر کس بدون امام بمیرد ، به مرگ جاهلی مرده است . )
مسند احمد ، احمد بن حنبل ، ج۴ ، ص۹۶ و مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج۵ ، ص ۲۱۸ و مسند الطیالسی ، ص۲۹۵ و الإحسان بترتیب صحیح ابن حبان ج۷ ، ص۴۹ و حلیة الأولیاء ، ج ۳ ، ص۲۲ .
۳-مَنْ مات ولیستْ علیه طاعة مات میتة جاهلیة . ( هر کس بمیرد و اطاعت از امامی بر گردن او واجب نباشد ، به مرگ جاهلی مرده است . )
مجمع الزوائد، الهیثمی ، ج۵ ، ص۲۲۴ و کتاب السنة ، ج۲ ، ص۴۸۹ . البانی بعد از نقل حدیث میگوید :إسناده حسن، ورجاله ثقات .
۴-مَنْ مات و لیس علیه إمام جماعة فإن موتته موتة جاهلیة . ( هر کس بمیرد و امام جماعتی نداشته باشد ، مرگ او مرگ جاهلی است . )
المستدرک على الصحیحین ، ج۱ ، ص۱۵۰. حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث میگوید : هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین. و ذهبی نیز آن را تأیید کرده است ، ج۱ ، ص۲۰۴
۵-من مات لیس علیه إمام فمیتته جاهلیة . ( هر کس بمیرد و امام نداشته باشد ، به مرگ جاهلی مرده است . )
المعجم الکبیر ، الطبرانی ، ج ۱۰ ، ص۲۹۸و المعجم الأوسط ، ج۲ ، ص۳۱۷ و ج۴ ، ص۲۳۲ و مسند أبی یعلى، ج۶ ، ص۲۵۱ و کتاب السنة ، ابن أبی عاصم ، ج۲ ،ص۴۸۹ و مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج۵ ، ص۲۲۴-۲۲۵٫
اهل سنت از طرفی این روایات را نقل و صحت آن را تأیید کردهاند و از طرف دیگر عملاً هیچ امامی ندارند که همگی بالاتفاق از او تبعیت کنند . والسلام علی من التبع الهدی .





